سخنرانی غدیر دریک نگاه

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars

طلایه داران فردا :

ورود به منطقه غدیر

پنجشنبه ۱۴ ذی الحجه سال دهم هجری…

قافله ی عظیم حج به حرکت درآمد. بیش از صد و بیست هزار نفر به همراه پیامبر سفر پنج روزه تا غدیر را آغاز کردند.

کاروان از مکه خارج شده بود و به جحفه که «غدیر» در کنار آن بود ،نزدیک می شد.

ظهر روز دوشنبه هیجدهم ذی الحجه سال دهم هجری…

کاروان به منطقه ی «غدیر خم» رسید،

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم  :

اَیُّهَا النَّاسُ، أجیبُوا داعِیَ اللَّهِ، اَنَا رَسُولُ اللَّهِ.

«ای مردم، دعوت کننده ی خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم.».

منادی به امر پیامبرصلی الله علیه واله وسلم ندا در داد:

«همه ی مردم متوقف شوند، و آنانکه پیش رفته اند بازگردند، و آنانکه پشت سر هستند توقف کنند»

آهسته آهسته همه ی جمعیت در محل از پیش تعیین شده جمع گشتند.

« کسی زیر درختان کهنسالی که در آنجا است نرود و آن مکان برای برپایی جایگاه سخنرانی خالی بماند.»

همه ی مَرْکبها متوقف شدند.کسانی که پیشتر رفته بودند بازگشتند، همه ی مردم در منطقه ی غدیر پیاده شدند، و هر یک برای خود جایی پیدا کردند . برای توقف سه روزه خیمه زدند و کم کم آرام گرفتند.

اینک صحرا برای اولین بار شاهد تجمع عظیم بشری بود.ترکیب مختلفی از مردان و زنان، از اقوام و قبایل و شهرهای مختلف

————————————

آماده سازی جایگاه سخنرانی و منبر

                         

به محل درختان کهنسال – که در یک ردیف کنار هم بودند- رفتند.

خارهای زیر درختان را کندند ،سنگهای ناهموار را جمع کردند و آنجا را جارو زدند و آب پاشیدند. سپس شاخه های پایین آمده ی درختان را که تا نزدیکی زمین آمده بود قطع کردند.

در فاصله ی بین دو درخت، روی شاخه ها پارچه ای انداختند تا سایبانی از آفتاب باشد، آنجا برای برنامه ی سه روزه ی پیامبرصلی الله علیه واله وسلم  کاملاً آماده بود.

زیر سایبان، سنگها را روی هم چیدند و از روانداز شتران و سایر مرکبها منبری به بلندی قامت حضرت صلی الله علیه واله وسلم  ساختند و روی آن پارچه ای انداختند. مقداد و سلمان و ابوذر و عمار با تمام وجود کار می کردند.

منبر نسبت به جمعیت در وسط قرار داشت تاپیامبر صلی الله علیه واله وسلم  هنگام سخنرانی مشرف بر مردم باشند .

ربیعه ،که صدای بلندی داشت انتخاب شد تا کلام پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  را برای افرادی که دورتر قرار داشتند تکرار کند .

جمعیت زیاد بود .۱۲۰هزار و به نقلی دیگر ، ۱۸۰ هزار نفر درغدیر حضور داشتند.

—————————–

پیامبر و امیرالمؤمنین بر فراز منبر

الله اکبر الله اکبر

اشهد ان لا اله الله….

خورشید به بلندترین نقطه خود رسید.ظهر شده بود.

صدای بلال به اذان بلند شد.مردم گروه گروه از خیمه ها خارج شدند .

عجلوا بالصلوه…

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  از خیمه ی خود بیرون آمدند و در جایگاه نماز قرار گرفتند،صفوف منظم مردم در پشت سر حضرت  نماز جماعت را لبیک گفتند.جماعتی عظیم بود و نمازی با شکوه.

بعد از اتمام نماز….

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم از منبر بالا رفتندو بر فراز آن ایستادند.امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواندند تا یک پله پائین تر در سمت راستشان بایستد.

 پیامبر صلی الله علیه واله وسلم دستشان را بر شانه ی امیر المومنین علیه السلام  گذاشتند ،نگاهی به راست و چپ جمعیت نمودند . منتظربودندتا مردم کاملاً جمع شوند. زنان در قسمتی از مجلس نشستند که پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  را بخوبی می دیدند.

نفس ها در سینه حبس شده بود. سکوت،انتظار،لبریز شدن صبر…

مگر چه مساله ی مهمی رخ داده بود!!

هوا شدیدا گرم است. داغی زمین بحدی ناراحت کننده است که مردم و حتی خود حضرت صلی الله علیه واله وسلم  گوشه ای از لباس خود را به سر انداخته و گوشه ای از آن را زیر پای خود قرار داده اند،

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم  سخنرانیِ تاریخی و آخرین خطابه ی رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند.

——————————-

سخنرانی پیامبرصلی الله علیه واله وسلم   :

حدود یک ساعت به طول انجامید،یادگاری مهم بود وچراغی برای شبهای تاریک و ظلمانی نفاق خطابه غدیر،سند محکم ولایت شد.

بنده خدا و تسلیم اویم

«به او و ملائکه اش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان می آورم. دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم می شوم.”

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم   به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند، صفات قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر نمودند و به حمد و ثنای الهی پرداختند.

یا ایها الرسول بَلِّغ

یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده- درباره ی علی، یعنی خلافت علی بن ابی طالب- و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می کند.

صحبت از چه بود؟…

چه مطلب  مهمی می خواست مطرح شود؟این چه پیغامی است که اگر ابلاغ نگردد،تلاش ۲۳ ساله پیامبر با تمام جنگ ها ،سختی ها و ناکامی هاو…بی ثمر خواهد شد؟

جمعیت در اشتیاق دانستن گوش سپرده بودند.

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم : جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام، پروردگارم- که او سلام است- مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادرِ من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.

جمعیت یکپارچه، گوش شده بود.حضرتصلی الله علیه واله وسلم   ادامه دادند:

«اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ»

 «صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند».

علی بن ابی طالب علیه السلام  است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد می کند. خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی علیه السلام  بر من نازل کرده ابلاغ نمایم.

دوازده امام تا آخر دنیا

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :

«ای مردم، این آخرین باری است که در چنین اجتماعی بپا می ایستم. پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید.»

هیجان جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می شد.چشم ها به دهان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  دوخته شده بود…

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم : خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شما است، و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی علیه السلام صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.

راه روشن شد…صراط مستقیم تا روز قیامت مشخص گردید…

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :

حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان (امامان) بر شما حرام کرده باشند. خداوند عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام.

عده ای در باطن به فکر فرو رفتند ،کینه هایی از امیرالمومنین علیه السلام  در دل داشتند.از جنگ بدر و حنین و خیبر و…

پذیرش ولایت علی علیه السلام ، بر آنها گران بود.

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :

ای مردم، او از طرف خداوند امام است، و هرکس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد.

ای مردم، بخدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند، و من بخدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه ی مخلوقین از اهل آسمانها و زمینها هستم. هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است. و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه ی آنچه بر من نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه ی آنان شک کرده است، و شک کننده درباره ی ما در آتش است.

بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید: «هرکس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد»

——————————-

حساس ترین بخش خطبه فرا رسید….

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم : بخدا قسم، باطن قرآن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که من دست او را می گیرم و او را بسوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم و با دو دستم او را بلند می کنم و به شما می فهمانم که: هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار او است؛ و او علی بن ابی طالبعلیه السلام  برادر و جانشین من است، و ولایتِ او از جانب خداوندِ عزوجل است که بر من نازل کرده است.

دو رکن اعظم اسلام معرفی شد:

« ای مردم، علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هر یک از این دو از دیگری خبر می دهد و با آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند.»

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم   با قاطعیتی هر چه تمام تر ادامه دادند:

«بدانید که امیرالمؤمنینی جز این برادرم نیست. بدانید که «امیرالمؤمنین» بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست. »

———————————

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

هیچ جای شک و شبهه ای باقی نماند…

صدای هم همه بود که از جمعیت به گوش می رسید…پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  چه می کنند؟چه اتفاقی در حال وقوع است؟

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم  اما ، با آرامشی بی بدیل رو به امیرالمؤمنین علیه السلام که بر فراز منبر کنارشان ایستاده بودند کرده و فرمودند:

«نزدیکتر بیا».

علی علیه السلام نزدیکتر آمدند. پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  از پشت سر، دو بازوی امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفتند. امیرالمؤمنین علیه السلام دست خود را باز کردند . دستهای هر دو به سوی آسمان قرار گرفت. …

در این حال پیامبرصلی الله علیه واله وسلم   فرمودند:

«مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده ام این علیعلیه السلام  هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هر کس علی علیه السلام را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و یاری کن هر کس او را یاری کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند. »

باز بوی مدهوش کننده بهشت به مشام رسید…عطری از جنس آسمان …

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم : «پروردگارا، تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی علیه السلام در این روز، این آیه را درباره ی او نازل کردی:

«الْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»

 «و مَنَ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی اْلآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ»

 «امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین شما راضی شدم»، «هر کس دینی غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نمی شود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود».

پروردگارا، تو شاهدی که من ابلاغ نمودم.

——————————–

دین خدا کامل شد

پدر مهربان امت بود و نگران از آینده هایی نه چندان دور…

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم : «ای مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود. پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود».

ولایت ،بزرگترین نعمت بود که خداوند به این مردم ارزانی داشته بود….

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم : پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند. ای مردم، نسل هر پیامبری از صلب خود او هستند ولی نسل من از صلب امیرالمؤمنین علی علیه السلام  است.

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم   در حالیکه فضایل  علی  را برمی شمردند،چنین ادامه دادند:

« بدانید که با علی علیه السلام دشمنی نمی کند مگر شقی و با علی علیه السلام دوستی نمی کند مگر با تقوی و به او ایمان نمی آورد مگر مؤمن مخلص»

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :

« ای مردم، من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده ی رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیست. ای مردم از خدا بترسید آنطور که باید ترسید، و از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید.»

———————————-

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم   راضی و خشنود از رساندن پیام سنگین الهی :

«من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم، تا حجت باشد بر حاضر و غائب، و بر همه ی کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیامده اند. »

پس حاضران به غائبان، و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.

————————–

ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین…غیرالمغضوب علیهم والضالین

«این سوره درباره ی من نازل شده، و بخدا قسم درباره ی ایشان (امامان) نازل شده است. بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره ی آنان است».

«اصحاب صراط مستقیم در سوره ی حمد شیعیان اهل بیت علیهم السلام هستند.»

آیات بشارت بر لبان پیامبر جاری شد،آیات اهل بهشت…

«بهشتیان، شیعیان و پیروان آل محمدعلیهم السلام هستند»

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :

«بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حال امن وارد بهشت می شوند، و ملائکه با سلام به ملاقات آنان می آیند و می گویند: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ، طِبْتُمْ، فَادْخُلُوها خالِدینَ». «سلام بر شما، پاکیزه شدید، پس برای همیشه داخل بهشت شوید».

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :«بدانید که آخرینِ امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح قلعه ها و منهدم کننده ی آنها، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده ی آنان. »

مهدی،نام دوازدهمین فرزند از نسل امیرالمومنین علیه السلام بود.

«بدانید که اوست گیرنده ی انتقام هر خونی از اولیاء خدا. اوست یاری دهنده ی دین خدا.

. اوست که هر صاحب فضیلتی را بقدر فضلش و هر صاحب جهالتی را بقدر جهلش نشانه می دهد. اوست انتخاب شده و اختیار شده ی خداوند. اوست وارث هر علمی و احاطه دارنده به هر فهمی.اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند، اوست که بعنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست. هیچ حقی نیست مگر همراه او، و هیچ نوری نیست مگر نزد او. »

«بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست و کسی بر ضد او کمک نمی شود. اوست ولیِّ خدا در زمین و حکم کننده ی او بین خلقش و امین او بر نهان و آشکارش. »

—————————–

پیمان وفاداری با غدیر

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :«بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی با من بیعت کرده است، و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم»

خداوند می فرماید: اِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ اِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ، یَدُ اللَّهِ فَوْقَ اَیْدِیهِمْ، فَمَنْ نَکَثَ فَاِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتیهِ اَجْراً عَظیماً

کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضرر خود اوست، و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمی عنایت خواهد کرد.

————————————

احکام الهی جاودانه است

احکام الهی حتی پس از گذشت سالیان دراز نیز ثابت است ،به شرط آنکه از منبع وحی سرچشمه بگیرد

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم  :«ای مردم، هر حلالی که شما را بدان راهنمایی کردم و هر حرامی که شما را از آن نهی نمودم، هرگز از آنها بر نگشته ام و تغییر نداده ام. این مطلب را بیاد داشته باشید و آن را حفظ کنید و به یکدیگر سفارش کنید، و آن را تبدیل نکنید و تغییر ندهید. »

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :

“بدانید بالاترین امر به معروف آنست که سخن مرا بفهمید و آن را به کسانی که حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من به قبولش امر کنید و از مخالفتش نهی نمائید، چرا که این دستوری از جانب خداوند عزوجل و از نزد من است، و هیچ امر به معروف و نهی از منکری نمی شود مگر با امام معصوم “

———————————

با دوازده امام بیعت کنید

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  گفتند آنچه را که باید می گفتند…

حال وقت بیعت بود،جمعیت بیش از آن بود که در یک مجلس همه مردم با علی علیه السلام بیعت کنند.پس…

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم :«ای مردم، شما بیش از آن هستید که با یک دست و در یک زمان با من دست دهید، و پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم درباره ی آنچه منعقد نمودم برای علی امیرالمؤمنین علیه السلام  و امامانی که بعد از او می آیند و از نسل من و اویند، چنانکه به شما فهماندم که فرزندان من از صلب اویند.»

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  گفتند و جمعیت همصدا تکرار کردند:

«ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره ی آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندی، درباره ی امر امامتِ اماممان علی امیرالمؤمنینعلیه السلام  و امامانی که از صلب او به دنیا می آیند.

بر این مطلب با قلبهایمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می کنیم. بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم و (روز قیامت) با آن محشور می شویم. تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نمائیم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول برنمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم.

پس برای آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد، از قلبهایمان و جانهایمان و زبانهایمان و ضمایرمان و دستهایمان. هر کس توانست با دست بیعت می نماید و گرنه با زبانش اقرار می کند. هرگز در پی تغییر این عهد نیستیم و خداوند (در این باره) از نفسهایمان دگرگونی نبیند.

ما این مطالب را از قول تو به نزدیک و دور از فرزندانمان و فامیلمان می رسانیم، و خدا را بر آن شاهد می گیریم. خداوند در شاهد بودن کفایت می کند و تو نیز بر این اقرار ما شاهد هستی».

پیامبرصلی الله علیه واله وسلم  اقرارکنندگان  را دعا کردند و بر منکرین نفرین فرستادند……..

خطابه با حمد خداوند پایان یافت.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۵ پاسخ

  1. محمدصالح خواجه منصوری گفت:

    دست شما درد نکنه آقای دشتکی

پاسخ دادن به محمدصالح خواجه منصوری لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *